تاريخ : چهارشنبه 15 خرداد 1392  | 4:59 PM | نویسنده : همراز رهبر

یکی از مسئولان وزارت اقتصاد و دارایی کشور در گفت‌وگویی به تشریح وضعیت و برخی از شاخص‌های اقتصادی در سال 1391 پرداخته است. خلاصه برخی از نکات مهم آن چنین است: در سال گذشته ابعاد تحریم‌ها به شکل بی‌سابقه‌ای تشدید شد، به طوری که از آن می‌توان به «جنگ همه‌جانبه اقتصادی» یاد کرد.
شاخص بازار بورس حاکی از عمق و بهبود اثرگذاری این نهاد در ایران است، به گونه‌ای که شاخص قیمت از 25‌هزار واحد در پایان سال 1390 به 38‌هزار واحد در پایان سال 1391، یعنی با 47‌درصد رشد مواجه شده است. ارزش معاملات بازار بورس با رشد 14‌درصدی مواجه بود.
حجم صادرات غیرنفتی با 2/19‌درصد همراه شده است.
عرضه نیروی کار به 24‌میلیون و تعداد شاغلان به 2/21 درصد رسیده است.
سهم نفت در منابع عمومی کشور از 48‌درصد در سال 1390 به 39‌درصد در سال 1391 کاهش یافت.
درآمدهای مالیاتی در این سال حدود 9‌درصد نسبت به سال 1390 افزایش یافت.
ضریب جینی که معرف نابرابری اقتصادی است در شهر و روستا کاهش یافته است.
واقعیت این است که ارائه این‌گونه آمار و ارقام دردی از اقتصاد و جامعه را درمان نمی‌کند. این‌که مهم‌ترین شاخص‌های اقتصادی از قبیل رشد ناخالص تولید ملی، میزان و رشد سرمایه‌گذاری، شاخص تورم و حتی اشتغال و بیکاری مسکوت بمانند یا به درستی طرح نشوند و بجای آن‌ها به موضوعاتی پرداخته شود که فرعی و قابل تفسیر است، موجب بی‌اعتمادی مردم به اظهارات و آمار و ارقام ارائه شده می‌شود. البته بنده هم معتقدم که اتفاقات مثبتی در اقتصاد ایران رخ داده است، ولی این اتفاقات به نسبت فرعی هستند ضمن آن‌که محصول برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری دست‌اندرکاران نبودند، بلکه برحسب اجبار ناشی از تغییرات قیمت ارز رخ داده‌اند و لذا پایدار هم نخواهند بود. برای درک بهتر از واقعیات آنچه که این مقام مسئول گفته‌اند برخی از مطالب فوق نقد می‌شود تا نسبت به مسئولیت دولت‌ها در امور اقتصاد کشور و ارائه آمار ذهنیت بهتری
پیدا کنیم.
در این‌که تحریم‌ها همان‌طور است که گفته‌اند تردیدی نیست، ولی مسئولیت دولت این بود که از چند سال پیش خود و اقتصاد را برای مقابله با این وضع آماده می‌کرد، زیرا گسترش ابعاد این تحریم‌ها مثل روز روشن بود، نه آن‌که تا روز پیش از حاد شدن ابعاد تحریم‌ها مثل کسانی که روی گنج نشسته‌اند ارز را هزینه واردات کنند و یکباره متوجه شوند که دستشان از همه جا کوتاه شده است. مثل این می‌ماند که بدانیم سیل می‌آید ولی خانه‌هایی را در مسیر سیل بسازیم و بعد خراب شدن آن را به عهده سیل بگذاریم! حتی اگر تحریم‌ها هم نبود اجرای آن سیاست‌های نادرست به ضرر کشور بود چه رسد به این‌که همه منتظر فراگیرتر شدن تحریم‌ها بودند. به‌علاوه اثرات مستقیم این تحریم‌ها در مقایسه با ابعاد مشکلاتی که در اقتصاد کشور رخ داده بسیار محدود است و حتی اگر تحریمی هم در کار نبود، دیر یا زود با تورم لجام‌گسیخته مواجه می‌شدیم، ضمن این‌که وقتی که تحریم‌ها در این حد نبود، باز هم شاهد بودیم که شاخص اشتغال به عنوان یک شاخص مهم هیچ تحول مثبتی را نشان نمی‌داد.
افزایش شاخص بازار بورس ناشی از افزایش قیمت ارز است و ربط چندانی به عمق بازار سرمایه ندارد. ضمن این‌که این بازار صوری‌تر از آن است که بتوان روی آن حساب ویژه باز کرد. اگر به قیمت دلار نگاه کنیم ارزش بورس کشور در جهان در سال گذشته سقوط کرده است.
رشد 14‌درصدی معاملات بازار بورس با توجه به تورم بالای 30‌درصد نه تنها نکته مثبتی نیست، بلکه منفی هم تلقی می‌شود.
افزایش حجم صادرات غیرنفتی به دلیل افزایش شدید نرخ ارز بود. اگر هر جای دنیا هم قیمت ارز یکباره دو برابر شود، صادرات آن‌ها بیش از این مقدار رشد خواهد کرد و این را نمی‌توان محصول اقدامات و سیاست‌های دولت دانست.
وضع اشتغال و بیکاری را بهتر بود دقیق‌تر توضیح می‌دادند که مطابق همین آماری که ارائه داده‌اند، از سال 1385 تا 1391، کمتر از یک‌میلیون شغل (تا حدی به اندازه یک سال قبل از سال 1384) در کشور ایجاد کرده‌اند و این به معنای شکست کامل سیاست‌گذاری اقتصادی است.
کاهش سهم نفت در بودجه، ناشی از سیاست‌گذاری دولت نبود، بلکه به دلیل تحریم‌های نفتی ایجاد شده و کاهش درآمدهای ارزی بود و آن را نمی‌توان محصول اراده‌های پیشینی و برنامه‌ریزی شده دولت تلقی کرد. اگر این شاخص را واقعیتی مطلوب بدانیم باید آن را محصول تحریم‌ها دانست. به معنای دیگر اقدامات دشمنانه دیگران برای اقتصاد کشور خیر بیشتری دارد تا اقدامات خیرخواهانه عده‌ای در داخل.
افزایش 9‌درصدی درآمدهای مالیاتی با توجه به تورم بالای 30‌درصدی به منزله کاهش درآمدهای مالیاتی به قیمت ثابت است و حُسنی محسوب نمی‌شود.
کاهش ضریب جینی یک امر قطعی و پذیرفته شده است، ولی وقتی برای دولت افتخار خواهد بود که این کاهش تداوم پیدا کند. متأسفانه به دلیل کاهش شاخص فعالیت و مواجه شده با تورم شدید (که برای طبقات فقیر بالای 45‌درصد است، به دلیل بالا بودن تورم مواد خوراکی) این ضریب در سال‌های آینده نه تنها به جای اول برمی‌گردد، بلکه به احتمال فراوان بیشتر و در نتیجه نابرابری بدتر هم خواهد شد.
شاید اگر این مسئول محترم مهم‌ترین شاخص‌های اقتصادی را شرح می‌داد و منصفانه به وضعیت کشور در مورد آن‌ها اشاره می‌کرد اثرگذاری بیشتری داشت. برای مردم بالا یا پایین رفتن یک شاخص به خودی خود اهمیت ندارد، آنچه که مهم است انعکاس این شاخص‌ها در زندگی روزمره آنان در افزایش اشتغال و درآمد
(به قیمت ثابت) است. موضوعاتی که در سال 1391 و سال‌های پیش از آن، هر دو مسیر نزولی داشته است.

گفتگو نیوز


ادامه مطلب
نظرات 0
با توجه به نام‌گذاری سال 91 به عنوان سال حمایت از تولید ملی، کار و سرمایه‌ی ایرانی، با بررسی شاخص‌های کلیدی همچون نقدینگی، تورم، نرخ ارز و... به عنوان عامل ثبات در اقتصاد کشور به بررسی عملکرد دولت در جهت تحقق این شعار می­پردازیم.
 
میلاد نورمحمدی؛ سال 1391 که از همان آغازین روز آن، از سوی مقام معظم رهبری، به عنوان سال حمایت از تولید ملی، کار و سرمایه‌ی ایرانی نامیده شد، این انتظار به‌حق را در بین قاطبه‌ی مردم به وجود آورد که رویکرد اصلی دولت، علی‌الخصوص در زمینه‌ی اقتصادی، در راستای مطالبه‌ی رهبری، یعنی حمایت از تولید ملی، کار و سرمایه‌ی ایرانی باشد.
 
رهبری نظام جمهوری اسلامی، بنا بر نص صریح قانون اساسی، سیاست‌گذار و در واقع ریل‌گذار حرکت قطار نظام در مسیر حرکت و پیشرفت جهت دستیابی به آرمان‌های تعریف‌شده در قانون اساسی است و به همین جهت، نام‌گذاری سال‌ها از سوی ایشان‌، اتمام حجت و تکلیفی شرعی و قانونی است برای تمامی ارگان‌ها و نهادهایی که به هر نحوی، فارغ از کمیت و کیفیت، در فرآیند اداره‌ی کشور نقشی بر عهده دارند.
 
دولت، مجلس، قوه‌ی قضائیه، نهادهای مردمی، دانشگاه‌ها، مراکز آموزش عالی، اتاق‌های بازرگانی، اصناف و... همگی در خصوص تحقق مطالبات رهبری، مسئولیتی انکارناپذیر بر عهده دارند که در این میان، دولت هم به دلیل گستردگی تأثیرش بر اقتصاد، هم به دلیل بودجه‌ی عظیمی که از منابع حکومتی مانند انفال (که مثال آن درآمد نفت است) به آن تعلق می‌گیرد و هم به لحاظ تکالیف و مسئولیت‌هایی که در قانون اساسی برای آن تعیین شده است، نقش پررنگی در این زمینه بر عهده دارد.
 
حال سؤال این است که آیا برآیند فعالیت‌های دولت در زمینه‌ی اقتصاد توانسته است در جهت تقویت و سپس نهادینه کردن گفتمان حمایت از تولید ملی، کار و سرمایه‌ی ایرانی باشد؟ آیا الزامات شکوفا کردن تولید ملی در طرح‌های اقتصادی دولت ملاحظه شده است؟ آیا فضای اقتصادی متأثر از اقدامات دولت، به آن سطح از ثبات و آرامش رسیده است که سرمایه‌ی ایرانی بتواند در جهت حمایت از فعالیت‌های مولد به کار گرفته شود؟
 
پیش‌شرط موفقیت و به هدف رسیدن در هر طرح اقتصادی، فراهم بودن بستری از ثبات و آرامش پایدار است که در آن، به دلیل قابل پیش‌بینی بودن و تحت کنترل بودن اوضاع، شرایط اجرای برنامه‌های مورد نظر فراهم باشد.

 


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : شنبه 11 خرداد 1392  | 3:08 PM | نویسنده : همراز رهبر
تورم بالای 30 درصد، نرخ بیکاری بالاتر از 15 درصد، کاهش درآمدهای نفتی به دلیل تحریم و اثرگذاری تحریم‌ها بر وضعیت اقتصادی کشور و... همه و همه بیانگر وخیم‌تر شدن وضعیت اقتصادی ایران است. دولت بعد چالش‌های بسیاری پیش رو خواهد داشت و کار رئیس‌جمهور آینده در مدیریت اقتصاد بسیار سخت خواهد بود.

 عبدالصمد رحمانی؛ رئیس‌جمهور بعدی ایران کشور را در وضعیتی تحویل می‌‌گیرد که به باور بسیاری از کارشناسان، در وضعیت بسیار نامناسب اقتصادی قرار دارد. نرخ رشد اقتصادی پایین، تورم بالای 30 درصد، نرخ بیکاری بالاتر از 15 درصد، کاهش درآمدهای نفتی به دلیل تحریم و اثرگذاری تحریم‌ها بر وضعیت اقتصادی کشور و... همه و همه بیانگر وخیم‌تر شدن وضعیت اقتصادی ایران است. دولت بعد چالش‌های بسیاری پیش رو خواهد داشت و کار رئیس‌جمهور آینده در مدیریت اقتصاد بسیار سخت خواهد بود. در این مقاله نگاهی به مهم‌ترین چالش‌های اقتصادی پیش روی رئیس‌جمهور بعدی ایران خواهیم انداخت.

 
چالش اول: تورم
 
تورم یکی از مهم‌ترین متغیرهای اقتصادی است که در سال 91 به همراه افزایش شدید قیمت‌ها تا حد زیادی خانوارهای کشور را با مشکل مواجه کرده است. در حال حاضر، تورم به مرز هشدار رسیده است و وجود سیاست‌های مقابله با آن و کاهش تورم، بیش از بیش احساس می‌‌شود. آخرین گزارش بانک مرکزی حاکی از آن است که نرخ تورم در یک‌ سال منتهی به پایان بهمن‌ماه سال 1391 به بالای 30 درصد رسیده است. انتظار می‌رود در سال آینده، با توجه به ادامه‌ی تحریم‌های نفتی از یک‌ سو و اعمال تحریم‌های بانکی از سوی دیگر، همچنین اجرای احتمالی فاز دوم هدفمند شدن یارانه‌ها، در کنار بالا بودن نرخ سود تسهیلات بانکی و... در صورت عدم استفاده از سیاست‌های ضدتورمی، سیر صعودی و رو به افزایش نرخ تورم ادامه یابد.
 
دولت آینده و رئیس‌جمهور بعدی ایران لازم است فکری به حال تورم کند. لذا باید بپذیرد که تورم را کاهش دهد و برای این کار راه‌های کوتاه‌مدت و میانبر را انتخاب نکند و لازم است با پذیرفتن استقلال در سیاست‌گذاری پولی و تعیین هدف تورمی، سیاست‌گذاری لازم جهت کاهش تورم را انجام دهد تا این مشکل حاد اقتصاد ایران بر‌طرف شود.

ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : جمعه 10 خرداد 1392  | 1:49 PM | نویسنده : همراز رهبر
تحریم‌های اقتصادی را می‌توان مجموعه‌ای از محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های اقتصادی دانست که توسط تعدادی از کشورها، با هدف تغییر رفتار سیاسی کشور تحریم‌شونده، به کار گرفته می‌شود. سؤال اصلی، چرایی اثرگذاری این تحریم‌هاست و اینکه در اثر کدام برنامه‌ریزی نامناسب یا ساختار غلط اقتصادی، تحریم‌های اتخاذشده علیه کشور تأثیرگذار بوده است؟
 
 میلاد نور محمدی؛ مقام معظم رهبری در سخنان نوروزی خود، مطالب مهمی را در خصوص وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور بیان کردند که دقت و تأمل در این سخنان می‌تواند راه‌گشای بسیاری از مشکلات فعلی کشور باشد و به همین جهت، لازم است که مسئولان مورد خطاب رهبری، هر چه زودتر در خصوص عمل به دغدغه‌های رهبری که بازتاب دغدغه‌ی میلیون‌ها ایرانی است، عمل نمایند.
 
در خصوص وضعیت اقتصادی کشور و علی‌الخصوص تحریم‌های اعمال‌شده علیه کشورمان، رهبری بیان کردند که هرچند تحریم‌ها اثرگذار بوده است، ولی آن هدفی که طراحان تحریم‌ها در پی آن بودند محقق نشده است.
 
تحریم‌های اقتصادی را به طور خلاصه می‌توان مجموعه‌ای از محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های اقتصادی دانست که توسط تعدادی از کشورها، با هدف تغییر رفتار سیاسی کشور تحریم‌شونده، به کار گرفته می‌شود که با توجه به پایدار ماندن شاکله‌ی اقتصادی کشور و نیز عدم تغییر در رفتار آرمان‌خواهانه‌ی نظام در خصوص مباحثی همچون بحث انرژی هسته‌ای و نیز حمایت از مقاومت در منطقه، به عینه می‌توان ناکارآمد بودن تحریم‌ها را مشاهده کرد.
 
وابستگی اقتصاد کشور به درآمدهای نفتی را شاید بتوان شاه‌کلید اثرگذاری تحریم‌ها دانست. از طریق همین ابزار، غربی‌ها تلاش دارند، هم به وسیله‌ی محدود کردن فروش نفت و هم از مسیر ناممکن یا دشوار ساختن انتقال درآمدهای نفتی به داخل، اقتصاد کشور را تحت تأثیر قرار دهند.

 


ادامه مطلب
نظرات 0
طرح هدفمندی یارانه‌‌ها در نظر دارد تا بُعد عدالت را در پرداخت نقدی به خانوارها و بُعد کارایی را در اصلاح ساختار مصرف انرژی در بنگاه‌های تولیدی پی‌‌جویی کند. در مقطع کنونی، محافل تصمیم‌‌گیری در موضع اتخاذ تصمیم نسبت به برداشتن گامی دیگر در راستای این طرح قرار دارند که به فاز دوم هدفمندی یارانه‌‌ها موسوم شده است.
 
حسین درودیان؛ سیاست‌‌های اقتصادی به استفاده‌ی دولت از ابزارهای در اختیار خود برای تغییر و جهت‌‌دهی به متغیرهای اصلی اقتصاد اطلاق می‌‌شود. به طور سنتی، مهم‌ترین و رایج‌‌ترین سیاست‌‌های اقتصادی شامل سیاست‌‌های پولی، مالی، ارزی و تجاری است که به طور دائمی، از سوی دولت برای جهت‌‌دهی به اقتصاد به منظور دستیابی به اهداف مطلوب به کار گرفته می‌‌شود. در اقتصاد ایران، معمولاً کاربرد چنین سیاست‌‌هایی محدود و نادر است، اگرچه ممکن است این موضوع برای خواننده‌ی فهیم عجیب به نظر آید. واقعیت آن است که «سیاست» و «سیاست‌گذاری» مفاهیمی هستند که در بطن خود فی‌‌نفسه مستلزم نوعی فعال بودن (در برابر انفعال) هستند. به عبارت دیگر، سیاست‌گذار «فعالانه» می‌‌کوشد تا با یک طراحی خاص اهداف ویژه‌‌ای را پی-جویی کند.
 
این در حالی است که در اقتصاد ایران تغییرات و تحولات در حوزه‌ی پول، بودجه‌ی دولت و ارز و تجارت تا حد زیادی معلول شرایط پیش‌آمده است؛ شرایط خاصی که سیاست‌گذاران را ناچار و ناگزیر به اتخاذ تصمیم و واکنش و حرکتی انفعالی می‌‌کند. تغییرات در حجم پول در کشور بیش از هر چیز وابسته است به اقتضائات بودجه‌‌ای دولت و وضعیت درآمدهای ارزی و همچنین اخیراً نیاز بانک‌ها به وام و اعتبار است. همگی این موارد به طور کلی از اختیار بانک مرکزی خارج است و در جایی دیگر تعیین می‌‌شود.

ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : جمعه 10 خرداد 1392  | 1:34 PM | نویسنده : همراز رهبر
بیماری هلندی اتفاقی نیست که هر روز بیفتد، زلزله‌ای است که هر چند سال رخ می‌دهد، اما ویرانی‌هایش تا سال‌ها گریبان‌گیر ماست. در سال تولید ملی، گرچه شاهد جهش درآمدهای نفت و گاز نبودیم، اما همچنان بخش وسیعی از مشکلاتی که با آن مواجهیم، پیامد زلزله‌ی بیماری هلندی در سال‌های 1385 و 1386 است.
 
 دکتر«سید احسان خاندوزی»؛
 
1. تولید ملی در ایران چند گونه دشمن و مانع دارد. برخی از آن‌ها نیازمند اصلاح قانون است، بعضی محتاج تغییر رویه‌های اداری است، برخی را با سیاست‌های جدید درمان می‌کنند و بعضی دیگر با فرهنگ‌سازی علاج می‌شوند. از تمام این دشمنان سخت‌جان‌تر آن‌هایی هستند که تمام ساختار اقتصاد و مناسبات دولت با جامعه را به زیان تولید و نوآوری، دگرگون می‌سازند و انگیزه‌های مولد را سرکوب می‌کنند. شناخت چنین بیماری‌های مهلک، اما به ظاهر شیرین، از سوی یک جامعه‌ی کوته‌نگر و نابالغ ممکن نیست و مداوای آن نیز تنها با تغییر دولت و قانون میسر نخواهد بود. جهش درآمدهای نفتی در اقتصاد ایران، از این دست بلیه‌هاست و چنین تأثیرات مانایی به زیان تولید داخلی دارد.
 
2. تلقی کلاسیک از بیماری هلندی آن است که در اثر جهش درآمدهای صادرات منابع طبیعی:
 
· اولاً شکافی بین بازده آن بخش و دیگر بخش‌های اقتصادی پدید می‌آید کهآآ عوامل تولید را به آن سو سرازیر می‌کند و موجب تضعیف نسبی بخش کشاورزی و صنعت می‌شود.

ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : جمعه 10 خرداد 1392  | 1:32 PM | نویسنده : همراز رهبر
تحریم های غرب و مشکلات داخلی اقتصاد و در راس مشکلات، تورم بالا، تصویری نه چندان خوشایند از وضعیت کلان اقتصادی نشان می دهد. اما سوالی که می توان مطرح کرد آن است که آیا راه حلی برای مجموعه مشکلات کنونی اقتصاد قابل تصور است.
 
گروه اقتصادی برهان/منصور ملکی؛ مقام معظم رهبری در دیدار اخیر خود با اعضای خبرگان رهبری در خصوص وجود مشکلات فعلی اقتصاد فرمودند[1]
 
«برخی از این مشکلات اقتصادی ناشی از تحریم‌هاست و برخی هم مربوط به مدیریت‌ها و سیاست‌های اقتصادی است، اما نکته‌ی مهم این است که این مشکلات قابل حل هستند
 
 ایشان در مورد مسائل و مشکلات اقتصادی، به خصوص در مورد تورم و ضرورت اتخاذ سیاست‌ها و برنامه‌های اقتصادی در جهت مهار تورم تا کنون توصیه‌های زیادی داشته‌اند.
 
از جمله مهم‌ترین عوامل مؤثر بر افزایش تورم در سال‌های اخیر می‌توان به نقدینگی بالا و عدم نظارت پولی کافی از طرف بانک مرکزی بر فرآیند خلق پول اشاره کرد. افزایش نقدینگی ریشه در عوامل مختلفی چون اجرای طرح هدفمندی، پرداخت های نقدی به خانوارها، اجرای پروژه‌های جدید، کسری بودجه، مشکلات بخش تولید، تحریم و نوسانات ارزی و... دارد که همه‌ی این عوامل نیازمند اتخاذ رویکرد صحیح علمی و کارشناسی و انضباط کامل پولی و مالی هستند.
 
در کنار عوامل مؤثر بر بخش تقاضای اقتصاد، تورم متأثر از بخش عرضه و مشکلات موجود در بخش تولید نیز هست. بیشتر مشکلات بخش تولید در حال حاضر ناشی از کمبود سرمایه در گردش و نیز بالا رفتن قیمت نهاده ها بویژه بعد از آزادسازی قیمت های انرژی می باشد. از این رو، می‌بایست منابعی که از آزادسازی قیمت حامل‌های انرژی قرار بود به بخش تولید اختصاص یابد، عملیاتی شوند تا از این طریق، بتوان عوامل مؤثر بر تورم از ناحیه‌ی بخش عرضه را تا حدودی کنترل کرد.

ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : جمعه 10 خرداد 1392  | 1:14 PM | نویسنده : همراز رهبر
در مورد نحوه‌‌ی مواجهه با تحریم نفتی ایران دو دیدگاه عمده مطرح شده است: یک گروه با استقبال از ادامه‌ی وضعیت کنونی و تلاش برای ادامه‌ی کاهش صادرات نفت، تحریم را فرصتی طلایی قلمداد می‌کنند و گروه دیگر به ضرورت خروج سریع از وضعیت کنونی اشاره دارند.
 
میثم پیله فروش؛ بعد از شروع تحریم‌های نفتی و کاهش صادرات نفت کشور، شیوه‌ی مواجهه با این موضوع مورد بحث کارشناسان و صاحب‌نظران قرار گرفته و دو دیدگاه عمده مطرح شده است:
 
الف) استقبال از ادامه‌ی وضعیت کنونی و تلاش برای ادامه‌ی کاهش صادرات نفت
 
ب) ضرورت خروج سریع از وضعیت کنونی
 
تحریم نفتی فرصتی طلایی برای خروج از دام اقتصاد رانتی
 
عده‌ای از کارشناسان معتقدند کاهش صادرات نفت بهترین هدیه‌ی غربی‌ها به ملت ایران در 100 سال اخیر است و ما باید ضمن استقبال از این موضوع، برای تحقق آرزوی دیرینه‌ی قطع وابستگی بودجه‌‌ی عمومی به عواید نفتی تلاش کنیم. این گروه می‌گویند عملکرد دولت‌های مختلف در ایران نشان داده است که حاضر به کاهش استفاده از منابع نفتی نیستند و در مواجهه با این منابع، راهی جز تبدیل ارز نفتی به ریال و خرج کردن آن بلد نبوده‌اند و با این روش، حاصل کار، جز دچار شدن به بیماری نفرین منابع نبوده است و منابع نفتی عاملی برای رشد ناپایدار اقتصادی و بی‌ثباتی سیاسی شده است. در نتیجه، این گروه معتقدند که تجربه‌ی توسعه‌یافتگی در برخی کشورها نشان داده که فشار خارجی تنها عامل مؤثر برای برون‌رفت از چرخه‌ی توسعه‌نیافتگی آن‌ها شده است و در ایران نیز می‌توان از فشار تحریم اقتصادی مَرکَبی برای خروج از مدار اقتصاد نفتی ساخت و بدون آن امیدی به تغییر مسیر چند ده سال گذشته نیست.
 
این عده با برشماری فرصت‌های ایجادشده برای شکوفایی تولید ملی در ایران، وظیفه‌ی اصلی دولت در شرایط کنونی را تسهیل محیط کسب و کار در کشور برای رونق گرفتن تولید می‌دانند.
 
احتمال فروریزی کل اقتصاد، خروج سریع از شرایط کنونی را اجتناب‌ناپذیر کرده است.
 
در مقابل، گروهی از صاحب‌نظران معتقدند که دولت در شرایط کنونی توان شکوفا ساختن تولید ملی را ندارد و همان دلایل که منابع نفتی در ایران را به بلای منابع تبدیل کرده و مانعی بر سر راه شکل‌گیری تولید ملی شده است، از جمله کیفیت نهادی ضعیف و ساختار نهادی افزونه‌محور (رانتی)، همچنان باقی است. این عده با اشاره به اینکه دلیلی برای یادگیری دولت از شرایط کنونی و تغییر رفتار آن در دست نیست، معتقدند با توجه به نبود دلایل و قراین کافی برای امید به توانایی دولت برای برون‌رفت مدبرانه از وضعیت کنونی و آسان‌سازی محیط کسب‌وکار، خارج شدن سریع از وضعیت کنونی ضروری است.
 
مدیریت ایران بالنده‌شده با انقلاب اسلامی، در مقطع کنونی، نیازمند شکل‌گیری دولتی است که الزامات حساس کشور و فرصت پیش‌آمده برای درمان درد کهنه‌ی اقتصاد و جامعه‌ی ایرانی را بشناسد و برای آن برنامه و نیرو داشته باشد.
 
این کارشناسان با توجه به عدم آمادگی کافی اقتصاد و جامعه‌ی ایرانی برای تحمل شرایط جدید، که از آن به خشکسالی مالی تعبیر شده است، معتقدند بدون وجود این زمینه‌ها، احتمال اینکه قبل از شکوفایی تولید ملی، کل اقتصاد ملی فروریزد وجود دارد و هر گونه تلاش برای قطع وابستگی بودجه‌ی عمومی به نفت و هدایت منابع نفتی به مسیر شکوفایی تولید ملی، نیاز به برنامه‌ریزی چندساله و هدایت امور توسط دولتی کارآمد دارد.
 
جمع‌بندی
 
به نظر می‌رسد هر کدام از این دو دیدگاه از زاویه‌ی نگاه خود، تصویر درستی از شرایط کنونی کشور ارائه می‌کند. مدیریت ایران بالنده‌شده با انقلاب اسلامی در مقطع کنونی نیازمند شکل‌گیری دولتی است که الزامات حساس کشور و فرصت پیش‌آمده برای درمان درد کهنه‌ی اقتصاد و جامعه‌ی ایرانی را بشناسد و برای آن برنامه و نیرو داشته باشد. با قبول این استدلال، انتخابات آینده‌ی ریاست جمهوری عرصه‌ای است که نخبگان کشور نباید به آسانی آن را به فرصت‌طلبان و بندبازان واگذار کنند. به نظر می‌رسد همه‌ی آن‌هایی که به این گزاره باور دارند که «نفت دولتی، اقتصاد و سیاست و جامعه‌ی ایران را رانتی کرده است» می‌توانند در انتخابات ریاست‌جمهوری با فضاسازی لازم، نامزدهای ریاست‌جمهوری را ملزم به پاسخ‌گویی به این سؤال اساسی نمایند که «چه برنامه‌ای برای استفاده از تحریم‌های نفتی برای خارج کردن اقتصاد ایران از چرخه‌ی وابستگی به نفت و تنظیم بودجه‌های سالانه‌ی کشور بدون استفاده از عواید نفتی دارید؟» اگر این سؤال مبنای رقابت‌های انتخاباتی قرار نگیرد، احتمالاً عرصه‌ی انتخابات تبدیل به میدان رقابت برای «توزیع یارانه‌ی نقدی» یا «چگونگی کاهش تحریم‌های نفتی» خواهد شد. آیا نخبگان ایران اسلامی، فارغ از هر گرایش سیاسی، می‌توانند زمین بازی را به دست بگیرند و انتخابات را به سمتی که به تقویت قدرت ملی کشور منتهی شود سوق دهند؟(*)
 

*میثم پیله فروش؛ پژوهشگر اقتصاد

گروه اقتصادی برهان


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : جمعه 10 خرداد 1392  | 1:11 PM | نویسنده : همراز رهبر
قانون هدفمند کردن یارانه‌ها تأثیرات فراوان و ملموسی بر زندگی قشر زیادی از مردم جامعه داشته است. سؤال مهمی که در آستانه‌ی تصمیم‌گیری در مورد ادامه‌ی اجرای آن می‌توان پرسید این است که آیا یارانه‌ی نقدی حق همه‌ی مردم است یا آنکه هدفمندسازی یارانه‌ها با روش پرداخت به همه‌ی افراد در تناقض است؟

 میلاد نورمحمدی؛ تمامی تغییرات، تحولات و رخدادهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی که در سطح هر جامعه‌ای رخ می‌دهد، بنا بر تأثیری که بر آحاد جامعه‌ی مورد نظر می‌گذارد، منجر به نهادینه شدن عبارات و کلیشه‌های عمدتاً حاشیه‌ای و فرعی می‌شود که گاه حتی رخداد و تحول اصلی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد و به عبارت دیگر، منجر به غلبه یافتن حاشیه بر متن می‌شود. علت تحقق چنین فضای نامطلوبی، وجود بستری از ناآگاهی در میان مردم جامعه نسبت به رخداد و طرح مورد نظر است و به همین جهت شفاف‌سازی و ابهام‌زدایی از هر طرح اقتصادی، سیاسی و اجتماعی از جمله ملزوماتی است که باید به آن‌ها در زمان مناسب پرداخته شود. قانون هدفمند کردن یارانه‌ها تأثیرات فراوان و ملموسی بر زندگی قشر زیادی از مردم جامعه داشته است. در این نوشتار به دنبال این رویکرد سیاست‌گذاری هستیم که گفته می‌شود: یارانه‌ی نقدی حق همه‌ی مردم است!

 
برای درک بهتر تأثیر عظیم و البته نادرستی که این تفکر بر طرح هدفمندی یارانه‌ها بر جای گذاشته ذکر این نکته ضروری است که با توجه به هزینه‌ی زیادی که دولت برای تقسیم‌بندی درآمدی مردم تحت عنوان دهک‌های درآمدی متحمل شد، قرار بود مرحله‌ی اول هدفمند نمودن یارانه‌ها به نحوی انجام شود که سه دهک آخر ‌ـ‌که به عبارتی ضعیف‌ترین اقشار مردم بودند‌ـ‌ بالاترین دریافتی و سه دهک بالا ‌ـ‌که متمکن‌ترین آحاد مردم بودند‌ـ‌ کم‌ترین دریافتی ماهانه را داشته باشند و حتی برای این کمترین دریافتی نیز مکانیسمی با عنوان انصراف داوطلبانه پیش‌بینی شده بود، اما آیا خروجی مرحله‌ی اول طرح با اهداف از قبل پیش‌بینی‌شده، که به ادعای خود دولتمردان، حاصل هزاران ساعت نفر کار کارشناسی و تخصصی بود، مطابقت داشت؟

ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : پنج شنبه 9 خرداد 1392  | 6:57 PM | نویسنده : همراز رهبر
برای بهبود فضای کسب و کار چه اقداماتی باید انجام داد؟ دلایل وضعیت نا‌به سامان تولید در کشور چیست؟ چه میزان از اوضاع نامطلوب کنونی تقصیر دولت است؟ سایر نهادها و دستگاه‌های دولتی و غیر دولتی چه میزان در این ناکارآمدی نقش دارند؟ چه باید کرد؟

 
گروه اقتصادی برهان؛ طبق آمارهای رسمی فضای کسب‌و‌کار در ایران روند مطلوبی ندارد. بانک جهانی در گزارشی که چندی پیش منتشر کرد اعلام کرد رتبه‌ی ایران از منظر شاخص بهبود فضای کسب‌و‌کار یک مرتبه نسبت به سال گذشته‌اش نزول کرده است! اما حال سؤال این است این تنزل به چه دلیل چیست؟ چرا وضعیت کسب‌و‌کار در ایران نسبت به گذشته بدتر شده است؟ برای بهبود اوضاع چه باید کرد؟ گروه اقتصادی «برهان» در گفت‌و‌گوی اختصاصی با دکتر «تشکینی» تحلیل‌گر ارشد اقتصادی و استاد دانشگاه به بررسی موضوع فضای کسب و کار در ایران پرداخته، دلایل افت و خیز مذکور را تشریح می‌کند.
 
طبق آمارهای جهانی، که اخیراً منتشر شده است، رتبه‌ی کشور از نظر شاخص بهبود فضای کسب‌وکار یک رتبه نزول پیدا کرده است. مسلماً این به معنای بدتر شدن اوضاع است. نظر شما در این باره چیست؟
 
بله، طبق آمارهای جهانی در سال 2012، رتبه‌ی ایران یک رتبه تنزل کرده است. برای فهم و بررسی وضعیت کسب‌‌وکار نیاز است به آمارهای دو سال گذشته مراجعه کنیم. به طور کلی، در سال 2012، رتبه‌ی ایران در بین 183 کشور جهان 144 بوده است که نسبت به سال 2011، چهار رتبه نزول داشته است. این شاخص کلی است، اما برای درک بهتر شرایط لازم است وضعیت هر کدام از زیر شاخص‌‌های اصلی کسب‌و‌کار را مورد بررسی قرار دهیم؛ در این صورت است که می‌‌توانیم بگوییم آیا وضعیت نسبت به 2011 بدتر شده است یا بهتر؟
 
اولین شاخص «سهولت کسب‌‌و‌‌کار» است که در سال 2012 رتبه‌ی کشور 53 و در سال 2011 ،43 بوده است؛ یعنی 10 رتبه نزول کرده است. شاخص بعدی «سهولت کسب مجوزهای لازم» است که در سال 2011، رتبه‌ی ایران 162 و در سال 2012، 164 بوده است که این شاخص نیز همانند شاخص قبلی تنزل کرده است.
 
شاخص سوم «سهولت استخدام و اخراج نیروی کار» است. بر خلاف دو شاخص قبلی، در سال 2012، رتبه‌ی ایران در این شاخص با یک رتبه صعود از 163 به 162 رسیده است. شاخص چهارم «سهولت ثبت مالکیت» است که شاخص بسیار مهمی است. در سال 2012، رتبه‌ی کشور 4 پله سقوط کرده است و از 159 به 163 رسیده است. شاخص پنجم «سهولت دریافت وام و اعتبار» است. در این شاخص، تغییر روند به صورت کاهشی بوده است و رتبه‌ی کشور از 96 به 98 رسیده است که نشانگر بدتر شدن اوضاع است.

 


ادامه مطلب
نظرات 0

تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6